محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
601
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخت كرد و به هر يك از آبهاى عرب گذشت آن را كور كرد و به هر چاهى گذشت آن را پر كرد . آنگاه تا نزديك مدينه رفت و هر كه را از عربان ، آنجا يافت بكشت و اسير گرفت پس از آن سوى ديار بكر و تغلب شد كه به سرزمين شام ميان مملكت پارسيان و قلمرو روم بود و هر كس از عربان را بديد بكشت و اسير كرد و آبهايشان را كور كرد . شاپور ، جمعى از بنى تغلب را در دارين بحرين كه آنجا را هيج گويند و در خط مقر داد و بنى عبد القيس و بعضى قبايل تميم را در هجر نشاند و بنى بكر بن وايل را به كرمان برد كه بكرابان نام گرفتند . و بنى حنظله را به رميله اهواز برد و بگفت تا به سرزمين سواد شهرى بساختند و نام آن را بزرگ شاپور كرد كه همان انبار باشد و به سرزمين اهواز نيز دو شهر بساخت كه يكى ايرانخره شاپور بود ، يعنى شاپور و بلاد وى و به سريانى كرخ نام دارد و ديگرى شوش بود و اين شهر را در پهلوى دزى كه تابوت دانيال پيمبر در آن بود بنياد كرد . و هم شاپور به سرزمين روم حمله برد و اسير بسيار گرفت و به شهر ايرانخره - شاپور جا داد و عربان آن را به تخفيف شوش ناميدند . و بفرمود تا دربار جرمى شهرى بساختند و آن را خنى شاپور ناميد و آن را ولايتى كرد و به سرزمين خراسان نيز شهرى بساخت و نشابور ناميد و آن را ولايتى كرد . شاپور با قسطنطين شاه روم به صلح شد و همو بود كه قسطنطنيه را بنيان كرد و نخستين كس از شاهان روم بود كه نصرانى شد . و چون مرگ قسطنطين در رسيد ملك را ميان سه پسر خويش تقسيم كرد و چون سه پسرش بمردند روميان يكى از خاندان قسطنطين را به نام لليانوس به شاهى برداشتند وى به دين روم بود كه پيش از نصرانيت بوده بود و پيش از آنكه به شاهى رسد اين را نهان داشته بود و اظهار نصرانيت مىكرده بود ، و چون به پادشاهى روم